خواب فرشته کوچولو
اینم چندتا عکس ناز از خوابهای پسر نازم این عکس ماله روز عاشوراست که بردیمت بیمارستان برای دومین تست زردی این عکس هم بعد از دومین باری که مامان زحمت کشید و بردت حموم گرفتم خودت بگو مثل فرشته ها نیستی ...
نویسنده :
مامان آمی
1:05
مورچه زحمتکش . . .
تو سه هفته اول زندگیت عزیزم همچین عمیق میخوابیدی و هرکاری که میکردیم بیدار بشی وشیر بخوری بیدار نمیشدی قیافت یجوری بود که انگار کلی کار کردی و خسته ای مامانم اسمت گذاشت مورچه زحمتکش خاله تینا هم تایید کرد که خیلی شبیه مورچه های زحمتکشی . خسته نباشی عزیزمممممممممممم ...
نویسنده :
مامان آمی
22:52
سه سال پیش
سلام نفس مامان ٢٤ آذر ٩٠سومین سالگرد ازدواج من و بابا علیرضابود امسال از همه سالها قشنگتر بود چون نفس مامان گل زندگیمون هم باهامون بود.  ...
نویسنده :
مامان آمی
22:43
عکس های ماه اول زندگی
تولد نوزادتان مبارک
اولین تجربه ها...
سلام به عسلم عزیزم آرینم اولین حمام ٢روزگیت بود تو بیمارستان توسط خانم پرستار &n...
نویسنده :
مامان آمی
20:14
چقدر بابا دوست داره
بابا علیرضا ٢٧/٩/٩٠ شناسنامت گرفت وقتی شناسنامت اورد خونه که منو خوشحال کنه خودش خوشحالتر شد چون تازه وقتی اومد خونه متوجه شد که اسم عسلم تو شناسنامش هست و کلی کیف کرد و بیشتر حس کرد که بابا شده  ...
نویسنده :
مامان آمی
18:46
بدون عنوان
مسلمون شدی
هفته اول تولدت می خواستیم ختنت کنیم که کمتر اذیت بشی امادکتر گفت که صبر کنیم تاتکلیف زردیت معلوم بشه که خدایی نکرده بالا میره یا نه که خداروشکر بعد از سه روز پی در پی که بردیمت برای تست زردی که یکیش روز عاشورا بود دیدیم خداروشکر زردیت اومده پائین( خداروشکر ) بخاطر همین 26 آذر 90 که 23روزت بود دکتر بیدارمغز توبیمارستان لاله ختنتون کرد توبیمارستان کلی گریه کردی ولی خداروشکر وقتی اومدیم خونه دیگه حالت خوب بود فقط 2.3 روز اخردوباره اذیت شدی چون حلقت یکمی بند بود که روز پنجشنبه اونم افتادو منو مامانی خاله هاروکلی خوشحال کردیو خودتم راحت شدی و از اون شب به بعد شبا راحت خوابیدی ...
نویسنده :
مامان آمی
17:54








